درخواست

 

سلام, علیرضا سخنوران هستم رفتارشناس و مدرس ارتباطات.

مقاله‌ی امروز راجع به افرادیه که ما ازشون درخواستی داریم و با توجه به اینکه شرایط پذیرش درخواست مارو دارن این کارو نمیکنن! میخوایم یه بررسی بکنیم ببینیم چرا این اتفاق میوفته…

 

قبل از هرچیز بیاید یه تعریف جالب بهتون بدم:

قانع شدن

قانع شدن یه فرایند کاملا مغزیه. یعنی افراد توی مغزشون قانع میشن که یک چیزی خوبه یا بده. یک کاری رو انجام بدن یا ندن.

قانع شدن چیزیه که کاملا با منطق افراد در ارتباطه. بعضی اوقات پیش میاد ما کسی رو بابت موضوعی قانع میکنیم، اما هیچ تغییری در رفتارش اتفاق نمیوفته.

 

گفتیم تغییر در رفتار که به موضوعی میرسیم به اسم پذیرش.

افراد ذهنی قانع میشن اما تا زمانی که تغییری توی رفتارشون بوجود نیومده باشه، نپذیرفتن.

 

راجع به پذیرفتن باید چهارتا تعریف رو هم بدونید:

 

۱- توان پذیرفتن

شما باید ببینید طرف مقابل اصن توان پذیرفتن درخواست شما رو داره یا نداره.

اشتباهی که عوام انجام میدن اینه که فکر میکنن طرف توان اجابت درخواستشونو داره یا به اصطلاح، بُرش انجام یه کاری رو داره. در صورتی که بعدش میفهمیم اشتباه محاسبه کردیم.

شاید بعضی موقع‌ها به این فکرکنید که  طرف ما خیییلی بزرگه، خییلی توانایی و امکانات و اعتبار داره، یعنی چی که نمیتونه درخواست ما رو انجام بده؟؟ ببینید توان اجابت درخواست، اصلا ربطی به بزرگی اون فرد نداره. بعضی مواقع پیش میاد یه آدم با خیلی امکانات زیاد، یه کار حداقلی ازش برنمیاد!

مثالش هم خیلی واضحه. فرض کنید وزیر فلان وزارت خونه. شما ازش درخواست ۳میلیون تومن وام میکنید! خب این اصن خنده داره. مسلمه که انجام این کار از توان اون شخص خارجه و اون هیچوقت نمیاد اعتبارش رو کنار بذاره و یا اونو  بیاد به خاطر ۳میلیون تومن خرج کنه.

 

۲- اختیار در پذیرفتن

این نکته رو حتما مدنظر قرار بدید. افراد در پذیرش یا عدم پذیرش درخواست ما اختیار تــــــام دارن.

بعضی از ما فکر میکنیم طرف حتما باید درخواست مارو بپذیره. چون ما باهم خوبیم، باهم رفیقیم، خیلی وقته همو میشناسیم و و و! در صورتی که اصلا اینطور نیست. افراد میتونن از اختیارشون استفاده کنن و نکته جالب‌تر اینکه اگر فردی از قدرت اختیارش بهره بگیره و نخواد درخواست شما رو بپیذیره، متاسفانه دیگه شما هیچ راهی ندارید.

چراکه آدم‌ها دلیل اینکه نمیخوان درخواست شما رو بپذیرن رو یادشون میره و صرفا یادشون میمونه که درخواست شما رو اجابت نکنن.

 

۳- میل به پذیرفتن

دقیقا همین مورده که باعث میشه درخواست شما پذیرفته بشه و کار شما راه بیوفته.

مشکلی که بعضیا دارن اینه که سعی میکنن با دادن اطلاعات زیاد، عدد و رقم و اصرار، میل به پذیرش رو در افراد بالا ببرن. درصورتی که آدما از این موارد فراری‌ان و اگر به مرز کلافگی برسن، میل به پذیرفتنشون تبدیل میشه به اختیار پذیرفتن.

حالا برای اینکه میل به پذیرش رو در افراد بیشتر کنیم، بجای اطلاعات بیش از حد دادن و اصرار مکرر، باید آینده‌ای که در قبال پذیرفتن این درخواست برای اونها اتفاق میوفته رو تصویر کنیم. یعنی بگیم اگه درخواست ما پذیرفته بشه، فلان اتفاق میوفته.

حالا یه نکته‌ی جالب؛

فکر میکنید مهم‌ترین شخص توی زندگی هرکس چه کسیه؟ مادرش؟ برادرش؟ پدرش؟ نــــه!  خودش.

شما نباید بگین اگه اینکارو برای من انجام بدی من اِل میشم من بِل میشم! نه اصلا. اینا اصن مهم نیست.   شما باید بگین برای طرف مقابل چه اتفاقی میوفته حتی در این حد که بگید اگه اینکارو برای من انجام بدی، من تورو بیشتر دوست خواهم داشت.

 

۴- جبر به پذیرفتن

اینجا دیگه نه اختیار دخیله نه میل.

طرف مجبوره که درخواست ما رو قبول کنه. حالا گاهی اوقات این مجبور شدنه چرکه، یعنی ما اونارو تحت فشار میذاریم یا طرف بسته به حسی که به ما داره، خیلی تمیز و سفید مجبور میشه که درخواست ما رو بپذیره. این مورد چون خیلی خیلی ناجوانمردانه‌ست ما کاری باهاش نداریم!

 

 

نتیجه گیری

  • قبل از درخواست کردن باید بدونیم که شخص مقابل، آیا توان پذیرش درخواست مارو داره؟ اختیار چطور؟ و مهم‌تر اینکه آیا میل به پذیرش درخواست مارو داره؟؟
  • قانع شدن با پذیرفتن فرق داره. اینکه طرف صرفا تو ذهنش قانع بشه کافی نیست و باید با پذیرش، اون کار رو برای ما انجام بده.
  • اینکه شخصی بزرگه دلیل موجهی نمیشه که ما ازش هر درخواستی بکنیم و اون هم بپذیره.
  • با اصرار مکرر، صرفا جبر به پذیرش ایجاد می‌کنید نه میل به پذیرش.
  • آدم‌ها دلیل وقوع یک حس یادشون میره. صرفا اون حسّه که باهاشون میمونه.

 

خب؛ نظرتون چیه؟ این مقاله کمکی بهتون کرد؟ تاحالا گرفتار “جبر به پذیرش” شدین؟